در نگرش مدرنیستی به هستی و انسان، زندگی و لحظاتش به صورت یک مسابقه دائمی دیده می شود که در آن برد و باخت و امتیاز و رتبه وجود دارد و باید حداکثر بهره وری را در آن داشت و بیش ترین دستاوردها را کسب کرد. این نگاه باعث می شود همواره یک تنش دائمی انسان را بیازارد، متاسفانه بعضی ها به دین و آخرت هم چنین دیدگاهی دارند، می شود بعضی شاهدمثال های روایی و قرآنی هم برای آن پیدا کرد،* اما این یک خطا و قیاس نابه جاست، چه این که این متون در زمینه اجتماعی خاص خود معنای دیگری می دهد و حس دیگری ایجاد می کند، اما در این زمانه معنا و حس دیگری از مسابقه و مفهوم برد و باخت ایجاد می شود.
به هر حال نباید میل به سعادت در آخرت را به صورت یک وسواس روانشناختی مضمن و آزاردهنده که در هر لحظه مثل یک عارضه به ذهن هشدار می دهد و فشار وارد می کند در نظر گرفت، انسان یعنی باختن و دین یعنی رو به دیگری یعنی پروردگار متعال داشتن، باختن بد نیست، باید به او باخت و در نهایت اعتراف به همین باخت عشق متعالی را به وجود می آورد. دین را اگر در چارچوب های مفهومی-روانی مدرنیسم ببریم، تبدیل به یک کمال گرایی مضمن می شود که هدفش ساختن برنده هاست، آن هم نه برنده، بلکه اول شدن و این تعریف مکانیکی مبتنی بر نسبت کار، اولویت و زمان، انسان های مکانیکی آزرده می سازد، نه انسان های آرام و سالم و عاشق.
متاسفانه اندیشه های ع.ص (مرحوم علی صفایی حائری) این تلقی را صورت بندی می کند و اگر چه ناخواسته، تصویری از انسان و دین مدرنیستی می دهد، نتیجه این رویکرد، ایجاد وسواس های روان شناختی، نارضایتی های همیشگی و در ادامه ناامیدی و فرسایش اجتماعی خواهد بود.
* مفاهیمی مثل سرعت: و سارعوا الی مغفره من ربکم / یا سبقت: فاستبقوا الخیرات/ السابقون السابقون و ...